على محمدى خراسانى
70
شرح منطق مظفر (فارسى)
برسند جامعهاى سعادتمند است و گرنه تا كارشكنى و سوء استفاده و خيانت باشد جامعه در مسير متعادل نخواهد بود پس زندگى اجتماعى احتياج به تعاون و تعامل همهجانبه دارد . تعاون و همكارى محتاج به تفاهم است . افراد يك جامعهء علمى ، فرهنگى ، هنرى ، كارگرى ( اعم از مجتمعات كوچك و بزرگ ) بايد با يكديگر تفاهم داشته باشند از افكار و انديشههاى يكديگر ، از طرح و برنامههاى مجتمع مطلع باشند و مرادات خود را به ديگران برسانند ، مسئول و كارفرما به كارگر ، كارگر به كارخانهدار ، ملت به دولت و دولت به ملت و گرنه بدون تفاهم كامل كارى از پيش نخواهند برد . آنگاه براى تفاهم و انتقال افكار به يكديگر راههايى وجود دارد : 1 . از راه اشراق كه اين راه مخصوص اشراقيون است و افلاطونى بايد كه در باغ آكادمى علوم آتن به طريق اشراق ، افكار و يافتههايش را به شاگردانش منتقل سازد . 2 . از راه احضار وجودات خارجيهء اشياء : يعنى انسانها براى فهمانيدن مقاصد و مرادات و ما في الضمير خود به ديگران آن شىء خارجى را نزد مخاطب احضار كنند كه طريقهء اوليه در تفهيم مقاصد همين است چون كاملتر و جامعتر است . مثلا كسى كه مىخواهد خياط جامهاى بسان جامه مشهدى كريم برايش بدوزد براى تفهيم خياط ، آن جامه را از صاحبش گرفته و نزد خياط احضار مىكند يا از معمار مىخواهد ساختمانى برايش بنا كند مانند ساختمانى كه در فلان شهر وجود دارد براى تفهيم بنّا ، همراه معمار نزد ساختمان مىروند . اين طريقه اشكالاتى دارد و براى تمام مقاصد بشر مفيد و مؤثر نيست . اولا : بسيار رنج و زحمت دارد كه آدمى براى تفهيم هر چيزى خود آن را نزد مخاطب يا مخاطبين احضار كند . ثانيا : بسيارى از حقايق ، شىء خارجى نيست تا قابل احضار باشد مثل مفاهيم ذهنيه كه هرگز در خارج يافت نمىشود تا بتوان آن را به مخاطبين نشان داد يا شنوانيد و يا چشانيد و بويانيد . ثالثا : احضار بسيارى از اشياء خارجيه ممكن نيست . مثلا رشته كوههاى سبلان را كسى قدرت ندارد نزد مخاطب در دانشگاه عظيم امام صادق عليه السّلام و در مدرس مدرسهء فيضيه احضار كند و مخاطبين آن را ببينند از اينرو ، از طريقهء احضار شىء خارجى هم